تبلیغات
دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

پایان نامه انتخاب استراتژی بازاریابی در بیمه  


رومانو و اف جرمستاد، بیان می کنند مدیریت ارتباط با مشتری تحلیلی ابزارها و روشهایی به کار می رود که اطلاعات به دست آمده ازمدیریت ارتباط با مشتری عملیاتی را تجزیه وتحلیل کرده و به کمک تحلیل های این بخش مشتریان شناسایی، دسته بندی شده و امکان تمرکز سازمان به روی بخش خاصی از مشتریان فراهم می شود (Romano, N.C, and Fjermestad ,J.,2010). همچنین گرینبرگ بیان می دارد مدیریت ارتباط با مشتری تحلیلی در بر گیرنده انواع روش های خلاقانه درباره مشتری مداری و بهبود رویه های بازاریابی و افزایش میزان فروش است. در عین حال این نوع آمارها به مدیران شرکت اجازه کمک می کند ، نقاط ضعف خود را شناسایی کنند. مثلاً بررسی کنند که نرخ خروج بعضی از مشتریان از فهرست مشترکین (در طول چند ماه) آیا عادی بوده است یا نه. حتی می توان از روی میزان رشد تعداد مشتریان تازه ، به حقایق مهمی درباره میزان بهره وری کسب و کار دست یافت (Greenberg,2004).

لذا اجزای مهم مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی تحلیلی مورد مطالعه در این تحقیق در چهار بخش: شناسایی مشتری، تفکیک مشتری(دسته بندی)، تمرکز بر مشتری(واکنش به مشتری و شخصی سازی) و ارزیابی و بهبود ecrm عملیاتی قرار می گیرد.

در ادامه به سوابق و مطالعاتی که اشاره به اجزای اصلی مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیکی تحلیلی دارند خواهیم پرداخت.

شناسایی مشتری: Coldwell، مدیریت ارتباط با مشتری را به عنوان ترکیبی از فرآیندهای کسب و کار و تکنولوژی می داند که به دنبال شناسایی مشتریان سازمان است تا دریابد آنها چه کسانی هستند، چه کار می کنند و چه چیزی را دوست دارند؟ (Lorian&Obeng,2005)

خدمت بیمه از دیگر خدمات و محصولات دارای تمایز خاصی است و آن در نحوه فروش بیمه است. خدمت بیمه از طریق تماس شخصی گسترده با مشتری به فروش می رسد و این مسئله اهمیت برقراری ارتباط مناسب را در این حوزه نشان می دهد. شرکتهایی می توانند بصورت صحیح و مناسب خدمات قابل قبولی را ارائه دهند که پروفایل و اطلاعات مشتریان خود را داشته باشند (2009 Reddy, وهمکارانش).

در خصوص شرکت های بیمه باید به این سؤال پاسخ داد که مشتریان اصلی چه کسانی هستند؟ بیمه گذاران، بیمه شدگان، نمایندگی ها، یا کارگزاری ها، کدام یک مشتری اصلی شرکتهای بیمه هستند؟ شرکت های بیمه ای که می خواهند استراتژی crm را اجرا کنند باید ابتدا به این سؤال پاسخ گویند؛ زیرا پاسخ به این سؤال تأثیر بسزایی در طراحی و اجرای استراتژی های شرکت دارد. شرکتها به طورمعمول بیمه گذاران را به عنوان مشتری اصلی سازمان می شناسند، لیکن این نوع شناسایی باعث به وجودآمدن سردرگمی در برخی بخش های بیمه می شود؛ زیرا خریدار بیمه (بیمه گذار) با فرد بیمه شده لزوماً یکی نیستند و همچنین اغلب شرکتهای بیمه علاوه بر&

+ نوشته شده در شنبه 24 شهريور 1397ساعت 1:27 توسط حمیدی | | تعداد بازدید : 1

تاثیر زمان و مکان در تبديل حکم اولیه به حکم ثانويه -پایان نامه ارشد

تاثیر زمان و مکان در تبديل حکم اولیه به حکم ثانويه

گاهی زمان ومکان به معنای عام موجب تغییر موضوع به طور کلی می­شود یعنی موضوع مبتدل می­شود و به

اصطلاح فقهی استحاله می­شود در این صورت حکم قبلی موضوع، می­رود وحکم جدید جایگزین آن می­شود و به اصطلاح حکم قبلی در این مورد سالبه به انتفاء موضوع می­شود.البته این بدان معنی نیست که حکم قبلی نسخ شود بلکه به صورت قضیه حقیقیه پابرجاست و هرگاه موضوع آن محقق شود، جاری می­شود.مانند استحاله سگ درنمک­زار و انتقال خون انسان به حیوان و یا مانند زمانی که عضوی از بدن یک انسان مرده مثل کلیه یا پوست یا...را به بدن انسان زنده پیوند می­زنند و.....

3-11-2-2- تاثیر زمان و مکان در تغییر حکم اولیه به حکم ثانويه

اگر شرایط زمانی و مکانی به طوری بر موضوع اثر کند که آن را از حالت و طبیعت اولیه خود خارج کند به طوری که یکی از عناوین و قواعد ثانویه شامل آن شود حکم اولی می­رود وثانویه جایش را می­گیرد و این تغییر حکم در اثر تغییر موضوع است چرا که موضوع شبیه علت برای حکم است .

برای نمونه: در گذر زمان انسان در سطوح مختلف علمی، از جمله دانش پزشکی پیش رفت .این تغییر و تحول بیرونی در موضوعی بنام خون تاثیر گذاشته یکی از صفت­های باطنی آن را یعنی نداشتن منفعت محلله را تغییر داد .امروزه با تزریق خون، جان انسانهای بسیاری حفظ می­شود و از این طریق خون از بالاترین منفعت محلله برخوردار می­گردد.بنابر این اگر در گذشته به دلیل عدم برخورداری از چنین صفتی خرید و فروش خون حرام بود امروز با تغییر این وصف حکم آن نیز تغییر می­کند و خرید و فروش خون جایز می­گردد .البته باید به این نکته توجه داشت که وظیفه تشخیص موضوعات یعنی اینکه کدام موضوع صفت باطنیش تغییر کرده و تبدیل به موضوع جدید شده و کدام موضوع به این مرحله نرسیده به عهده عرف است.

3-11-2-3- تاثیر زمان و مکان در صدور حکم حکومتی

بنابر آموزه­های قرآن و سنت نبوی )ص(، دین اسلام دارای برنامه و اهداف حکومتی است و شکل خاصی از نظام سیاسی را دنبال می­کند.نیاز جامعه بشری به حکومت چیزی نیست که اسلام- به عنوان مکتب جامع زندگی بتواند در برابر آن بی اعتنا و ساکت باشد و لذ ا داشتن داعیه

+ نوشته شده در جمعه 23 شهريور 1397ساعت 20:43 توسط حمیدی | | تعداد بازدید : 2

جرایم ناتمام

جرایم را درمجموع می توان به دو دستة جرایم ناقص و کامل تقسیم کرد. ناقص به معنای کامل نشده است و این جرایم تنها به این دلیل ناقص می باشند که صرف نظر از آنکه فی نفسه جرم محسوب می گردند اقدامی در جهت ارتکاب جرم کامل دیگری می باشند یا به قصد ارتکاب چنین جرمی انجام می گیرند[1] دراین قسمت به ذکر انواع جرایم ناتمام که تمامی آنها از مصادیق جرایم مانع هستند می پردازیم:

الف: جرایم مقدماتی

صرف تهیه وسایل و مقدمات ارتکاب جرم را نمی توانیم عنوان مجرمانه بنامیم و تبصره ماده 41 قانون مجازات اسلامی نیز گویای این اصل می باشد. اما با این وجود در صورتی که عملیات و اقدامات صورت گرفته رابطة مستقیمی با وقوع جرم داشته باشد یا به عنوان مثال فرد به قصد ارتکاب جرم اقدام به ساخت کلید یا هر نوع وسیله دیگری بنماید را می توان تحت عنوان جرایم مقدماتی که قابل پیگرد است مجازات نمود.

ب: اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم

منظور از تبانی توافق دو یا چند نفر برای ارتکاب جرم می باشد و از جمله جرایم مانع و بازدارنده می باشد زیرا هدف از برقراری آن جلوگیری از وقوع جرایم و جنایات شدیدتر می باشد.

اساس و پایه این جرم نفس توافق است که اگر وجود آن اثبات گردد، اثبات هیچ فعل دیگری ضروری نیست، این واقعیت که تبانی برای ارتکاب جرم گاهی در جرایم سازمان یافته از سوی شبکه های مجرمانه مشاهده می شود لزوم برخورد سریعتر و شدیدتر با تبانی کنندگان را آشکار می سازد. بدین ترتیب در راستای حفاظت از جامعه در قبال جرمی که اولاً امکان تحقق آن زیاد است و ثانیاً درصورت تحقق یافتن، خطرات و زیانهای بیشتری را بوجود می آورد دخالت زودهنگام مراجع مربوط برای نابودن کردن تبانی در نطفه ضروری به نظر می رسد[2].

ج: تحریک

تحریک در لغت به معنای به حرکت در آوردن، جنبانیدن و نیز در معنی واداشتن و برانگیختن دیگران آمده است. تحریک به جرم یعنی واداشتن دیگری به ارتکاب جرم به هر دستاویزی، خواه با دادن مال، وعده و یا فریب و خواه با تشویق، ترغیب و بطور کلی تقویت نیروی اراده ارتکاب به جرم مانند تهییج حس کینه و انتقام جویی[3].

قانونگذار ایران در موادی نظیر 504 و 512 قانون مجازات اسلامی افرادی را که به قصد انجام کاری خلاف دیگری را ترغیب، تشویق و یا امر نموده باشند را مورد جرم انگاری قرار داده است. همچنین در ماده 43 قانون مجازات اسلامی قانونگذار فردی که دیگری را تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع به ارتکاب جرم نماید را به عنوان معاونت درجرم مستحق تعقیب کیفری می داند.

تحریک به معنای تشویق دیگران به انجام کاری است که جرم تلقی می شود. این جرم یکی از مصادیق دیگر جرایم علیه امنیت داخلی نیز می باشد و در طی آن تحقق و یا عدم تحقق نتیجه از اهمیت خاصی در آن برخوردار نمی باشد و مجازات پیش بینی شده مربوط به خود تحریک کننده می باشد.

د: جرم عقیم

یکی دیگر از مصادیق جرایم مانع جرم عقیم می باشد. در اصطلاح علمای حقوق جزا اقدام مرتکب زمانی جرم عقیم محسوب می گردد که وی کلیه اعمالی را که میتواند به وقوع جرم منجر شود را انجام دهد و در اثر مداخله عامل غیر ارادی نتیجه مورد انتظار او بدست نیاید. به عبارت دیگر جرم وقتی عقیم است که مجرم بواسطة عدم مهارت یا بی فکری خود یا یک علت اتفاقی غیرقابل پیش بینی نتیجه ای از عمل خویش نمی گیرد. در این مورد مقتضیاتی که بوجود آمده اند مستقل از اراده فاعل هستند. مثلاً فردی که با وجود تهیه مقدمات و تیراندازی نمی تواند مجنی علیه خود را به لحاظ اشتباه در دید و عدم مهارت درتیراندازی بکشد عملی انجام داده است که اصطلاحاً به آن جرم عقیم می گویند[4].

ه: شروع به جرم

شروع به جرم یعنی اقدام و دست یازیدن به عملی که در صورت وقوع به موجب قانون جرم به شمار می آید، ولی در نتیجه مداخله عامل غیر ارادی، بلا اثر مانده و نتیجه حاصل نمی شود[5]. به عبارت دیگر شروع به جرم عبارت است از رفتاری که به منظور عملی نمودن قصد مجرمانه انجام شده لکن به جهت مانع خارجی به تحصیل نتیجه مورد نظر منتهی نگردیده است. در بیشتر موارد تحصیل نتیجه زیان آور یکی از ارکان تحقق جرم است و وقتی که نتیجه مزبور به دست نیاید می توان گفت جرم درمرحلة شروع به جرم بوده است[6]. ماده 41 قانون مجازات اسلامی بیان می دارد: «هرکس قصد ارتکاب جرمی کند و شروع به اجرا نماید لکن جرم منظور واقع نشود چنانچه اقدامات انجام گرفته جرم باشد محکوم به مجازات همان جرم می شود.

حقوق اندیشة مجرمانه را مجازات نمی کند و از لحاظ اثباتی مبتنی کردن مسئولیت جزایی صرفاً بر نیات سوء ‌متهم بسیار مشکل خواهد بود و به علاوه این نیات به اندازه کافی شدید و خطرناک تلقی نمی شوند که مداخلة قانون را توجیه کند. با این حال در برخی از جرایم قانون به یک نمود خارجی کمتر از قصد مجرمانه متهم راضی است که یکی از مصادیق بارز این جرایم شروع به جرم است. بنابراین قانونگذار با جرم انگاری آنها قصد دارد افرادی را که قصد ارتکاب جرمی را دارند و یا اینکه در آغاز عملیات اجرایی یا درحال انجام عملیات اجرایی است را مورد مجازات قرار دهد تا بواسطة آن از ارتکاب جرایم سنگین تر و مهم تر بعدی پیشگیری شود.

و: معاونت

یکی دیگر از مصادیق جرایم مانع معاونت در جرم می باشد که می توان آن را اینگونه تعریف نمود: «معاون جرم کسی است که شخصاً در ارتکاب عنصر مادی قابل استناد به مباشر یا شرکای جرم دخالتی نداشته بلکه از طریق تحریک، تطمیع، ترغیب، تهدید، دسیسه، فریب و نیرنگ، ایجاد تسهیلات در وقوع جرم، تهیه وسایل و یا ارائه طریق در ارتکاب رفتار مجرمانه همکاری و دخالت داشته است.»[7]. قانونگذار با جرم انگاری جرم معاونت این قصد را داشته است تا با افرادی که به قصد فریب، تحریک و دیگر موارد ذکر شده قصد دارند تا وقوع جرم را تسهیل کنند مقابله کند و از وقوع جرایم بعدی پیشگیری شود



[1] . افتخار جهرمی، 1387، صفحه 54

[2] . میر محمد صادقی، 1384، صفحه 128

[3] . اردبیلی، 1385، صفحه 201

[4] . نوربها، 1384، صفحه 237

[5]. فرهودی نیا، 1381، صفحه 46و47

[6] . گلدوزیان، 1385،صفحه168، 1385

[7] . گلدوزیان، 1385، ص127


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 23 شهريور 1397ساعت 3:55 توسط حمیدی | | تعداد بازدید : 2